تبلیغات
یادداشت های یک استشهادیه جنبشی - هم خدا ، هم خرما
 

مذهبی ,

: چهارشنبه 14 تیر 1385 :

هم خدا ، هم خرما


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم
اول.امام رضا علیه السلام می فرمایند هفت نفر خودشان را به مسخره گرفته اند :
کسی که با زبانش استغفار کند و قلبا پشیمان نیست.
کسی که از خدا موفقیت بخواهد ولی سخت کوش نیست.
کسی که دور اندیشی داشته باشد ولی پرهیز نداشته باشد.
کسی که بهشت را بخواهد ولی حاضر نباشد سختی ها را تحمل کند.
کسی که از جهنم به خدا پناه می برد ولی حاضر نیست شهوات خودش را کنار بگذارد.
کسی که یاد خدا را بکند ولی مشتاق رسیدن به او و یا سبقت گیرنده برای آن نباشد.
کسی که مرگ را یاد کند ولی خودش را برای رسیدن به آن آماده نکند.

دوم. به ابو سعید ابوالخیر گفتند بزرگترین کرامت تو چیست !؟ گفت بزرگترین کرامت من این است که خدا اجازه داده است که در بین شما زندگی کنم  و بر روی زمین راه بروم .
چطور می شود که گاه بدون اینکه لیاقت چیزی را داشته باشیم ،از خدا ، امام زمان و حتی خودمان توقع آن را داشته باشیم !؟ چطور می شود که انتظار پیش آمدن اتفاقی خارق العاده و رخ دادن معجزه ای را در زندگی داریم اما اصلا به این فکر نمی کنیم که اگر آن اتفاق رخ بدهد به جز چیزهایی که خودمان فکرش را می کنیم چه اتفاقاتی خواهد افتاد !؟ و چطور به نداشته هایمان فکر می کنیم و به داشته هایمان اصلا بها نمی دهیم !؟چطوربه این فکر می کنیم که خدا باید به ما همه چیز بدهد و ما ذره ای ارزش قایل نشویم !؟ اصلا همین که لیاقت صبت کردن با او را داریم ، همین که هر وقت بخواهیم در دسترسمان است ، همین بالا ترین چیز است... بعضی وقت ها شیطان تمنا های را در انسان به وجود می آورد و بعد که خوب او را راه انداخت ، سرخورده اش می کند ، به نتیجه ای نمی رساندش و به خدا بدبینش می کند ... این اتفاق را به چشم خودم دیدم نزدیک ترین کسانی را که می شناختمشان دیدم که چطور ناگهان به اوج رفته اند و بعد که به خواسته شان نرسیده اند ، به پست ترین مراحل نزول کرده اند طوری که دیگر کوچکترین ارزشی هم برای کارهای قبلیشان قایل نیستند...
سوم. علم ،عمل ،معرفت فرمول اصلی یک عمل در ریاضیات دین.
لا یقبل الله عملا الا بمعرفته... در نزد خداوند هیچ عملی بدون معرفت پذیرش نمی شود و هیچ معرفتی هم در عین حال بدون عمل بدست نمی آید ...
اصلا تا بحال چقدر شده که به خاطر خدا یا معصومین آبرویمان را به خطر بیاندازیم !؟ چقدر شده که برای آنها  زیر فشار جسمی ، بدنی ، روحی و ... برویم !؟ بله. اینطور نه بوده ایم و نه هستیم... چرا !؟ چون معرفت نیست ، شناخت نیست ، باور نیست که اگر بود  وضعمان بهتر بود... طلب مراتب و درجات هم همین است... که اگر بدون عمل باشد جهالت است ، مسخره کردن خودمان است و اگر بدون علم باشد هم اینچنین. علم و معرفت سه چیزی که به هم وابسته اند ، برای بدست آوردن یکی ، دیگری هم لازم است...
چهارم.لیس للانسان الا ما سعی ...
 آن هم چه عملی !؟ همان بحث توقع بی جا ... یعنی خواستن چیزی بدون تلاش برای آن ...
انتظار رابطه ی خوب را داریم ولی برایش تلاش نمی کنیم ... انتظار رابطه ی خوب را با خدا داریم ولی تلاشی برای رسیدن به آن نمی کنیم یا کارهایی می کنیم که تلاش ها یمان را خنثی می کند...
انتظار یک زندگی بی دغدغه و آرام را داریم ولی از هیجانات کاذب نمی زنیم ... از بازی فوتبال که با هر حمله اش قلبمان هم از جا کنده می شود از فیلم های ترسناک یا اکشن و بزن بزن نمی زنیم ... بعد هم اسم خودمان را می گذاریم  دختر شجاع (!)3. [ حالا به خاطر شما پسر شجاع !!! ] . انتظار یک رابطه ی عاطفی سالم داریم ولی برایش زحمت نمی کشیم ... انتظار نزدیکی با خدا را داریم ولی به خاطر او از خیلی چیزهایی که باید بگذریم ، نمی گذریم ... و هزاران چیزی که بدون تلاش ، انتظار رسیدن به آن را داریم ...

پ.ن
1.واقعا که چقدر خدا زود به انسان جواب می دهد و چقدر سریع تکلیف نا مشخص آدم را معلوم می کند ... موندم چی بگم ... فقط باید گفت جل الخالق ...
2. دلم برای آلمانی ها سوخت، با این که با خودم قرار گذاشتم که دیگه فوتبال نبینم ها ولی از لحظه ی گل زدن ایتالیا توی ثانیه های آخر نتونستم بگذرم ... و اشک های آلمانی های بیچاره ... با این حال که بقیه خیلی ذوق کردند اما من دلم خیلی براشون سوخت ... نا سلامتی میزبان بودند بدبخت ها ... آخیییییییییی ... نازی ... ایشالله دفعه ی بعد ...
3. این هم به خاطر حمایت از جمعیت دختران نیمه فمنیست !!!Smiley

والسلام


ویرایش شده در شنبه 24 تیر 1385 و ساعت 12:07 ب.ظ

نوشته شده در چهارشنبه 14 تیر 1385 و ساعت 03:07 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [مذهبی , ]