تبلیغات
یادداشت های یک استشهادیه جنبشی - من بی استخاره عاشق می شوم .
 

حریم دل ,

: جمعه 1 اردیبهشت 1385 :

من بی استخاره عاشق می شوم .


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم

حالا که دلم گرفته ... حالا که قلبم اینقدر کوچک شده ... حالا که آسمان دلم تنگ شده و چشم هام  یک دریا اشک شده حالا حاضرم برات بگم ... حاضرم بگم که من مثل تو لیاقتش رو ندارم ... بگم که تا وقتی فرسنگ ها با شمایی که توی جبهه ها شهید شدید فاصله دارم شهید نمی شم ... بگم که قلب من اینقدر کوچیک هست که نتونه شهادت به این بزرگی رو تو خودش جا بده ... حالا که دلم تنگ شده می خوام برات بگم ... بگم تا که بدونی شهید شدن هنوز خیلی حرفه برام ... خیلی بزرگه ... هرکسی نمی تونه ... بگم که اگر یک روز توی کربلایی عاشورایی بوده ، توی ماووتی هم بیت المقدس دوئی بوده و توی بیت المقدس هم شاید روزی بیت المقدس دوی دیگری باشد ... بگم که کل ارض کربلا رو شاید هنوز هم نفهمیده باشم ... بگم که اگر یک روز دود موتور حاج همت و سید خورد توی صورتت یک روز هم شاید دود غلیظ انفجار کنار در شرقی بخوره توی صورت ما ... باید حالا که دلم تنگ شده برات بگم ... بگم که من خیلی فاصله ام زیاده تا شماها ، تا سید ، اصلا تا همین هبه ضراغمه همین شهید من (!) ...
 الان جبهه و سنگر و خاکریز اینجا نیست ولی می دانی چه هست !؟ یک قلب هست که حکم جبهه را دارد ... دل هست که حکم خاکریز را دارد ... گریه هست که حکم سنگر را دارد ... اگر آن موقع تو بی اراده سیراب می شدی از عشق و صفا و شهادت ... من الان بی اراده تشنه می شوم ...
 اصلا می دانی فرق من و تو در چیست !؟ فرقمان در این است که تو مرد جنگ بودی و لایق شهادت ، تو عاشق پرستو ها بودی و مرگ قو ، و من ... و من فقط این را یدک می کشم و بس ... من بی استخاره عاشق می شوم و بی اختیار نفسم را در سینه حبس می کنم... من به یاد تو و رفقایت مرثیه می خوانم و تو تنها با دیدن غروب آفتاب گریه ات می گرفت ... دلم تنگ شده است ... چشم هایم را می بندم وسعی می کنم به خاطر بیاورم که به خاطر سرخی لاله ها زنده ایم...
پ.ن
اول.انگار قرار است از این به بعد مجمعی ها نظراتشان را اینجا ( وبلاگ طیف اعتدال!) بنویسند فقط به من گفتند آدرسش را بگذارم توی وبلاگ(!)

دوم.کلی حرف داشتم ولی همه را خوردم ...


ویرایش شده در جمعه 1 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت 1385 و ساعت 02:04 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [حریم دل , ]



نوشته های اخیر

میهمانم کن !...-

من ، تکی ، زیر چتر ، زیر باران اشک هایم...-

لطفا صورت مسئله را درست بخوانید!...-

تبارک یومک یا امی ...-

وقتی به خاطر یاس کبودت گریه می کنی ......-

هم خدا ، هم خرما ...-

تا طلوع خورشید چند ساعت راه است !؟...-

آتش بس ......-

آدرس جدید...-

من بی استخاره عاشق می شوم ....-

از نسل سوم تا ناکجا آباد !!!...-

گونه ام را نسیم نوازش کرد و رفت ......-

یک بغل آزادی...-

رفتی ... اما نمی دانم چرا !...-

قسمت ۳۶۵ سال...-


صفحات وبلاگ

نمایش نظرات 1 تا 30