تبلیغات
یادداشت های یک استشهادیه جنبشی - از نسل سوم تا ناکجا آباد !!!
 

فرهنگ ,

: پنجشنبه 24 فروردین 1385 :

از نسل سوم تا ناکجا آباد !!!


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم
درختی از نهال انقلاب

همیشه وقتی درختی داریم ، ممکن است بعضا شاخ و برگ های آن را کوتاه کنیم یا مثلا زمانی باشد که خود به خود آنها بریزند ولی همیشه اصل ،خود درخت خواهد بود ، شاخ و برگ ها دوباره در می آیند ... اما یک موقع است که درخت از ریشه فاسد می شود و بنا بر این درخت رو به نابودی می رود . در عرصه ی فرهنگ هم وضع به همین شکل است ؛ گاهی می بینیم که شاخ و برگ های آن می ریزد اما اصالت فرهنگی هنوز باقیست ولی گاهی آن چیزی که فاسد می شود شاخ و برگ های فرهنگ نیستند ، بل که ریشه هایش هستند ، ریشه هایی که در قلب مردم رسوخ کرده اند ، و حال باید منتظر باشیم تا درخت ناز و گوگولی فرهنگمان روزی تبدیل به یک تکه چوب خشک بشود . اینها را گفتم تا مقدمه ای برای تقسیم بندی کلی ام در جامعه ی امروزمان که اکثریت قریب به اتفاقشان را نسل سومی ها و نسل دومی ها که جوان محسوب می شوند ( و خود را نسل سوخته می نامند ! ) بشود .
بی تفاوتی  یا مرگ فرهنگی !؟
وقتی چند روز پیش به این موضوع فکر می کردم و با محمد که شاید خودش هم شدیدا از گروه اول که خواهم گفت (!) باشد ، بحث می کردم به مسائل جالبی برخوردم که چه بسا برایم بسیار تلخ بود... و در آخر هم به این نتیجه رسیدم که : امروزه ، شاید نصف بیشتری از این نسل افرادی هستند که نسبت به خوب و بد ، حق و باطل ، و صلاح و فساد جامعه " بی تفاوت" اند ، برای آنها اصلا حاکمیت ارزش یا رواج ضد ارزش فرقی نمی کند و به عبارت اصح  این گزینه ها برایشان اصلا معنایی ندارد. گسترش چنین روحیه ای در میان افراد نشانه ی مرگ فرهنگی در آن جامعه است که به فقدان هویت فرهنگی منجر می شود و این هشداری جدی است به همه(!) (حتی شما دوست عزیز :دی )
در مقابل آنها ، گروهی هستند ( که صد البته بسیار کمترند ! ) که بر اثر داشتن هویت فرهنگی و یک سلسله اعتقادات ، باور ها ، ارزش ها و گرایش ها به محیط اطرافشان حساس اند ؛ حال همان گروه دوم هم خود به دو بخش تقسیم می شود : اول. گروهی که پای بند به اصول دینی و اخلاقی و مذهبی اند و اعتقادات شان هم بر اساس باور های مذهبی شان است و در نتیجه واقعیت را از دید مذهبی و بهتر می بینند ! دوم. هم گروهی است که ضد ارزش های انقلابی و مذهبی اند و در مقابل تفکرات بسته ی غربی قرار و تاثیر گرفته اند و هردوی این گروه ها هم خود دارای رادیکال ها و غیر رادیکال هایی می باشند ولی در هر حال مهم این است که هر دو دارای هویت فرهنگی اند و در گسترش نظر و عقیده ی خود پای بندند و حد اقل بحث کردن و به گفتگو نشستن در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی را قبول دارند.

ما همه ، در خواب خرگوشی !!!
 گروه دوم به طور کلی اصلا مورد بحث ما نیست ، اما همان طور که گفتم گروه اول است که اصلا هویت مشخصی ندارند تا بخواهند از آن دفاع کنند و به آن حساس باشند و عکس العملی نشان بدهند .برای این افراد که عمده ی نسل جوان را تشکیل می دهند ؛ گسترش حق یا باطل و یا رواج ارزش یا ضد ارزش تفاوتی ندارد.
نتیجه چیست !؟
هیچی. نتیجه آن است که جامعه ی جوان به سمتی می رود که فرهنگ بی گانه و غیر خودی به صورتی تهاجمی خودش را به خورد  نسل جوان بدهد و بدون آن که ما متوجه بشویم ناگهان سرمان را بلند می کنیم و می بینیم که بــــــــله... کار از کار گذشته است و بنده و جنابعالی، جملگی در خواب خرگوشی بوده ایم.
وحالا
چرا عمده نسل جوان ما بی تفاوت اند !؟
به نظر من اولین عامل ، برخوردهای تند و خشن و غیر معقول گروه دوم ( اعم از مذهبیون و ضد مذهبیون هر یک به گونه ای! ) در مسیر یک سری اهداف و اغراض شخصی و تبلیغات نا مناسب و ارائه ی الگوهای غلط و رفتار های نادرست و بدبین کردن جوانان به اعتقادات اسلامی و آداب و سنن خودی و ایجاد محدودیت ها ی غیر معقول که منجر به گرایش افراد به فرهنگ بیگانه می شود ، است (چرا که می گویند وقتی به بچه میخواهی بگویی این چیز جیزه(!) یک چیز دیگری را جای گزینش کن...) و دومین عامل هم از بین بردن جذابیت ها است چه در محیط اجتماع ، چه در مدرسه و چه در محیط خانواده و دوستان ! مثلا من هم اگر باشم بین یک فیلم از سینمای ایران ، ( که فقط در مسایل طنز و یا عشقولانه سیر می کند !) و یک فیلم از سینمای هالیوود ، فیلم هالیوودی را انتخاب می کنم( البت بستگی دارد!)... حالا دیگر خودتان تا تهش را بروید ...
هجوم فرهنگی تنها در زبان و آداب و سنن نیست !
چرا باید هر وقت اسم از هجوم فرهنگی می آید ، تصویری از  مد لباس و کفش و موسیقی و زبان و... در ذهنمان نقش ببندد !؟ آیا واقعا غرب تنها مد لباس را تبلیغ می کند... یا تنها سعی در از بین بردن سنت های قدیمی ایرانی دارد...!؟ خیر . اگر فقط یک کم اطرافمان را خوب ببینیم و چشم هایمان را بهتر باز کنیم دیدمان عوض خواهد شد... گاهی اوقات حتی پیش می آید که مد یک چیز زیبایی باشد و در عین حال با ارزش هایمان مغایرت نداشته باشد و یا هرچیز مثل آداب و رسوم یا علم... اما باید بدانیم در کنار همین مد به ظاهر زیبا و رفتار پسندیده ی اجتماعی یا علمی که وارد می شود ، هزاران چیز دیگر هم داخل می شوند. در کنار مد، هزار بی بند و باری دیگر و در کنار علم ، زبان خارجی به اسم زبان علمی یا اینتر نشنال. و چرا یک فارغ التحصیل روانشناسی ، نصف حرف هایی که می زند باید به انگلیسی باشد یعنی معادل فارسی اش نباشد !؟ آری ... اینها همه اعلام خطر است و یک معزل(!) دشمن زیر خاکی میرود و ناگهان در زمان مناسب سر از خاک بیرون می آورد همچنان که رهبر می فرماید :" امروز دشمن تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به ایمان دینی و آگاهی و روحیه ایثار گری و فداکاری وحدت و همدلی مردم متمرکز کرده است."
راه  حل اساسی و ختم کلام !
راه حل اساسی ترویج  یک سری ارزش ها است. ارزش های ایرانی و مذهبی توسط دولت و حتی توسط خود مردم ؛ تنها راه مقابله این است! آن هم با تبلیغات مناسب و رفتار ملایم با این نسل و ترویج فرهنگ خودی در قالبی جلب مثل موسیقی خودی،سینمای خودی،و حتی مد خودی! و دیگری همان اتحاد است در عرصه ی اجتماعی و نمونه ای از آن لزوم اتحاد حوزه و دانشگاه است و ختم کلام اینکه مادامی که جذابیت نباشد باید هرروز شاهد افزایش این بی تفاوتی ها باشیم و بس.
پ.ن
اول. حالا دیگر دارم آرام آرام می فهمم که چگونه دشمنان سعی می کنند ارزش ها را بی ارزش کنند و ما دیگر کم کم می بینیم که در جامعه ، ارزش های اسلامی مطرح نیست و ارزش ها تبدیل به ضد ارزش ها می شوند و حالا دیگر این هم حکایت ماست که ببینیم که نوجوان نسل سومی امروزی فقط به فکر تفریح و خوردن و خوابیدن و موسیقی راک و پاپ یا متال بازی و رپ بازی و تریپ  فشن ، اعم از انواع مدل مو وکفش کتانی و شلوار پاره و ... باشد و تفکرش هم این باشد که آدم بهتر است هم نماز بخواند و زیارت عاشورا ی پنج شنبه ها (هر چند به اجبار مدرسه !) و هم به دنبال این جور چیز ها باشد ...
دوم. اگر اینطور پیش برود که کارمان زار است. باید فاتحه ی هرچی اسلام و جامعه ی اسلامی و ارزش های اسلامی و این جور چیز ها است را بخوانیم . جماعت مومن وبسیجی ! خواهرا ! برادرا ! یک جنبشی ، چیزی بکنید. از خودتون شروع کنید همین حالا.

سوم.[...]

والسلام


ویرایش شده در جمعه 1 اردیبهشت 1385 و ساعت 02:04 ق.ظ

نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین 1385 و ساعت 02:04 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [فرهنگ , ]



نوشته های اخیر

میهمانم کن !...-

من ، تکی ، زیر چتر ، زیر باران اشک هایم...-

لطفا صورت مسئله را درست بخوانید!...-

تبارک یومک یا امی ...-

وقتی به خاطر یاس کبودت گریه می کنی ......-

هم خدا ، هم خرما ...-

تا طلوع خورشید چند ساعت راه است !؟...-

آتش بس ......-

آدرس جدید...-

من بی استخاره عاشق می شوم ....-

از نسل سوم تا ناکجا آباد !!!...-

گونه ام را نسیم نوازش کرد و رفت ......-

یک بغل آزادی...-

رفتی ... اما نمی دانم چرا !...-

قسمت ۳۶۵ سال...-


صفحات وبلاگ

نمایش نظرات 1 تا 30